۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه
تحليلي برگزارش درشهركانال پنج سيما22/10/1388
درشهرچه ميگذرد
گراني كاذ ب بيدادميكندمسئولين چراچشمشان راروي هم گذاشته اند ستادمبارزه باگرانفروشي چرا برروي اجناس نظارت جدي نمي كندچراتوليدكنندگان بنكداران وفروشندگان مردم مستضعف رااينگونه زيرمنگنه قرارداده اندآيااين افرادخدارافراموش كرده انددرست است كه نظارتي نيست آيافكرمي كنندكه دست غضب الهي اينان رانمي گذاردبه حال خودشان زندگي كنندوازعقوبت الهي مصون يمانندآياآه اين مستضعفين آنان رابه خاك سياه نمي نشاندچرانمي خواهندبه حق خودقانع باشندوخون مردم رادرشيشه نكنندمگركارخانجات هاكه فاكتور900توماني را1500 صادرمكنندوقيمت خريدمصرف كننده روي قوطي تن ماهي 1700 تومان مي نويسند وبي محابابه بنكداراعلام ميكنندكه مسئوليت درج قيمت راخودبعهده مي گيرنند چراوجدان خودرابه خاطرفروش بالادرنظرنمي گيرنندوآيابه راستي بعضي ازتوزيع كنندگان كالاهاي مايحتاج ضروري مردم وجدان هم دارندكه طبقه ضعيف جامعه رااين چنين زيرفشاركمر شكن قرارداده اندديروز22/10/1388 دربرنامه درشهرازطريق تلويزيون كانال5جمهوري اسلامي ايران خبرنگارباچندي بنكداران ومغازه داران اجناس مصرفي وخوراكي روزانه اين مردم محروم گفتگوي تصويري انجام دادكه هربيننده اي رانگران ومضطرب مي كرد
حال به گفتگوي خبرنگارتصويري درشهر كه ازشبكه 5كانال جمهوري اسلامي درتاريخ يادشده گزارش نموده ومليونها ايراني نظاره گراين واقعه چندش آوربودندنظرتان راجلب مي كنم
خبرنگارازبنكدارسئوال مي كندقيمت اين تن ماهي چقدراست بنكدار اظهارمي داردقيمت مصرف كننده1700 تومان روي جنس برچسب خورده است خبرنگارسئوال مي كندشما باچنددرصدسوداجناس رابه مغازه دارمي فروشيدفروشنده جواب مي دهدماباسه چهاردرصدسودقانع هستيم خبرنگارسئوال مي كندازتوليدكننده اصلي چه قيمت اين جنس رادريافت نموده ايدفروشنده مي گويدبه قيمت900تومان اين جنس 1700توماني راتوليدكننده بافاكتور به ما فروخته است خبرنگارسئوال مي كنداگرتعزيرات قيمت اين جنس راازشما بخواهدچه توضيح مي دهيدبنگدارمي گويدفاكتورتوليدكننده راارائه مي دهيم واضافه مي كندكه توليدكننده به ماگفته است ما خودمان مسئوليت اين گراني راكه روي قوطي تن ماهي چاپ كرده ايم ودرفاكتورنوشته ايم جوابگومي شويم وشمانگران اين موضوع نباشيد
سپس خبرنگارباچندين سوپرماركت داروخواروبارفروش كه اجناس رابه مشتري مي فروشندمصاحبه مي كندوقيمت اين نوع اجناس راجويامي شودچند نفرازفروشندگان سوپرداراظهارمي كنندماازبنكدارباتوجه به قيمت پايني كه خريدكرده ايم جنس رامطابق برچسب روي قوطي عرضه مي كنيم ولي تعدادي مغازه دارهااعلام مي كنندمادرصدي بالاازقيمت نصب شده روي اجناس راارزان تربه مصرف كننده عرضه ميكنيم درواقع كاسب جنسي كه 900تومان خريده وميبايست 1000تومان به مصرف كننده عرضه كندبه قيمت 1700تومان به فروش مي رساندوازيك موردخريد900تومان 800تومان سودنصيب خودمي كندوباترفندفاكتوري كه باقدرت توليدكننده دردست بنكدارقرارداده واوفاكتوربراي خورده فروش صادرنموده كارخودشان رانزدبازرسان درصورت مراجعه قانوني جلوه مي دهندونفع سرشارنصيب خورده فروش مي گردددراينجاخريدارازهمه جابي خبربااطمينان وساده لوحي اجناس خودراازتوجه به اينكه جنس برچسب قيمت دارداعتراضي نمي كنند دراين موقع خبرنگارقيمت بنكداررابه خواروبارفروش اعلام مي كندكه قيمت واقعي اين جنس1700توماني 900تومان است فروشنده مي گويدماهم ازاين قضايامطلع هستم اماموقع خريدازبنكدارازوي باتوجه به ارزان خريدن فاكتورغيرواقعي دريافت مي كنيم وبه قيمت برچسب ازطرف توليدكننده به مصرف كننده عرضه مي كنيم
خبرنگارسئوال مي كندچرا اينگونه بي ضابطه وگران اين اجناس به دست خريداران مي رسدفروشنده اعلام مي كندچون كنترل ونظارتي انچام نمي شودواضافه مي كندكه شمااولين كسي هستيدكه چنين سئوالاتي رامطرح مي كنيد
سپس خبرنگاركانل 5سيمابه شوراي نظارت براجناس مصرفي مردم مي رودوازمسئول آن سازمان سئوال مي كندعلت اين بي حساب كتابي چيست وايشان به اين پاسخ بسنده مي كنندكه بلاخره به سراغ گران فروشان خواهيم رفت وباآنان برخوردخواهيم نمود
سئوال اينجاست كه تابه كي ملت ايران بايدشاهداين بي عدالتي هاباشندآيامحرومين جامعه ازكارمندگرفته تاكارگرحقوق بگيرتاچه زمان بايدمنتظربمانندكه فرجي بشودوآيا كي وچه وقت سازمان نظارت برقيمتهااراده مي كنندكه به اين نابسامانيهاپايان دهندوآيااين سازمان توانايي اين كارراداردكه بااين غول هاي اقتصادي به نبردبپردازدوآيااين هيولاهاي سركش رامي شودمهاركرداينهاسئوالهايي است كه سالهاست محرومين نتوانسته اندازمسئولي جواب بگيرند
محمدعلي حاجيان24/10/1388
۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه
دیدنی و خواندنی از پادشاه لیبی
معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم میکند دارای ناهنجاری رفتاری بسیاری است ، مثلا گفته میشود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد . . .
بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمیکند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه میبرد ، جند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود (حق و حقوق شهروندی در آمریکا را ملاحظه بفرمایید) و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند . . . آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر میباشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کارولن چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد ، کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمیپوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند حمام گنجعلی خان در كرمان
حمام گنجعلی خان در كرمان
حمام گنجعلی خان اثری بدیع از نقاشی ها، مقرنس كاری ها، كاشیكاری ها و گچبرهای زیبا همراه با استفاده از تزیینات سنگی بسیار ظریف است. آب مورد نیاز این حمام از قناتی تأمین می شد كه مظهر آن در میدان گنجعلی خان بود. خروج فاضلاب آن نیز با درنظر گرفتن مسائل بهداشتی و زیست محیطی بوده است. این حمام 26 متر طول 30 متر عرض و حدود 1300 متر مربع زیربنا دارد، كه شامل سردر، دالان ورودی، رختكن، هشتی حدفاصل گرمخانه، خزینه، چال حوض، بخش خصوصی و تون می باشد













حمام گنجعلی خان اثری بدیع از نقاشی ها، مقرنس كاری ها، كاشیكاری ها و گچبرهای زیبا همراه با استفاده از تزیینات سنگی بسیار ظریف است. آب مورد نیاز این حمام از قناتی تأمین می شد كه مظهر آن در میدان گنجعلی خان بود. خروج فاضلاب آن نیز با درنظر گرفتن مسائل بهداشتی و زیست محیطی بوده است. این حمام 26 متر طول 30 متر عرض و حدود 1300 متر مربع زیربنا دارد، كه شامل سردر، دالان ورودی، رختكن، هشتی حدفاصل گرمخانه، خزینه، چال حوض، بخش خصوصی و تون می باشد















مبارزات سیاسی امامحسین(ع) درزمان معاویه
| امام حسن(ع)در اثر توطئهاى شوم كه از سوى معاویه تدارك دیدهشد به شهادت رسید و جلوههاى شكوهمند امامت در دیگر یادگارفاطمه و على علیهماالسلام متجلى گشت. استبداد اموى جهت هدم امامت راستین و یاران دلباخته آن عزمرا دو چندان كرد و با تهدید و ارعاب و ترفندهاى عوامفریبانه بهنابودى مكتب و راه امام على و فرزندانش علیهم السلام همتگماشت. بدین جهت، رهبرى و هدایت امتشرایط دشوار و طاقت فرسایىیافت. دوران دهساله امامت ابىعبدالله(ع) بیانگر مواضع وبرنامههاى آن حضرت در مقابل این تحولات است كه پیامها و درسهاىارزشمندى را فرا راه عاشقانش قرار مىدهد و از سوى دیگر، سیرهاخلاقى تربیتى آن بزرگوار را ازذخائر ازرشمند جهان اسلام و ازبایستههاى پژوهشى است كه بخش مهمى از آن ظهور و درخشش همیندوران مبارك است. نوشته حاضر نگاهى است اجمالى به یكى از مواضعو ابعاد زندگى سیاسى آن حضرت با عنوان «مبارزات امامحسین(ع)در دوران معاویه كه محورهاى زیر بیانگر جوانب آنمىباشد. اعلام منشور ولایت در سرزمین منا شیعیان امام على(ع)روزهاى سختى را در حكومت معاویه سپرىمىكردند. تعداد زیادى از آنان توسط معاویه به شهادت رسیده وبسیارى دیگر فرارى یا منزوى و در اضطراب و نگرانى به سرمىبردند. در منابر و اجتماعات اهانتبه امام على(ع) به صورترسمى رواج یافته بود و دلهاى عاشقان و دوستداران امیرمومنان راسخت جریحه دار كرده بود. اكنون دیدگان به سوى امام حسین(ع)دوخته شده و منتظر رهنمودهاو دستورهاى آن حضرت است تا این سكوت مرگبار را بشكند و راهى بهسوى افقهاى حقیقتبگشاید. امام حسین(ع)همراه عبدالله ابن عباسو عبدالله ابن جعفر حج مىگذارد. در سرزمین منى فرصتى دست مىدهدتا امام(ع)از اصحاب پیامبرو شیعیان و نیك مردان انصار دعوت كندو حقایق را براى آنان بازگو كند. بیش از هفتصد تن گرد اماماجتماع مىكنند كه دویست نفر آنان از اصحاب پیامبرند. حضرت بپاخاست و پس از حمد وثناى الهى، فرمود: «این تجاوزگر(معاویه)برما و شیعیان ما سختیها و ناملایماتىروا داشته است كه خود دانسته و دیدهاید یا به شما رسیده است. مىخواهم از شما درباره حقیقتى جویا شوم. اگر راست گفتم، آن را تصدیق كنید و در صورتى كه خلاف گفتم،مرا تكذیب كنید. سخنم را بشنوید و گفتارم را بنویسید. سپسهنگامى كه به سوى شهرها و قبایل خویش بازگشتید، هر آن كس را كهمورد وثوق و اطمینان دانستید به آنچه از حقوق ما مىدانید، دعوتكنید. من از آن مىترسم كه حق ولایت از بین رود و مغلوب گردد،اگرچه خدا نور خویش را به رغم خواست كافران، غالب خواهدگردانید.» سپس آنچه از قرآن و سنت پیامبر(ص)درباره پدر و مادرش واهلبیت(علیهم السلام )بود، براى آنان قرائت كرد. همگى گفتند: «اللهم نعم قد سمعنا و شهدنا» ; همین طور است ما خود شنیدیمو افراد مورد اعتماد براى ما آنچه فرمودید، نقل كردند. سپس حضرت فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم آیا مىدانید كهپیامبر(ص) على(ع)را در غدیر خم به امامت منصوب كرد و مردم رابهولایت او فرا خواند و دستور داد كه این پیام را حاضران بهغایبان برسانند؟» همگى گفتند: «بلى ما شنیدیم.» (1) بدین ترتیب، امام(ع)در آن اجتماع بر حقیقت امامت تاكیدورزیده و رسالت و مسوولیتخواص را براى ترویج مكتباهلبیت(علیهم السلام)و مبارزه با استبداد اموى ترسیم كرد. سخنرانى حضرت در مسجد پیامبر(ص)نیز در همین راستا است. مرحوممجلسى مىنویسد: به معاویه گفتند: دیدگان به سوى حسین(ع)است. كارى كن كه اومنبر رود و خطابه ایراد كند; از چشم مردم خواهد افتاد; زیراتوانایى خطابه ندارد. معاویه گفت: این را درباره برادرش حسنابن على تجربه كردم، به رسوایى مامنجر شد. سرانجام اصرار زیاد مردم باعثشد از امامحسین(ع)بخواهد بهمنبر رود و با مردم سخن بگوید. حضرت سخنرانى خود را با حمدوثناى الهى آغاز كرد. دراین حال مردى گفت: كیست كه خطابهمىكند؟ حضرت فرمود: ماییم حزب پیروز الهى و عترت رسول خدا كه نزدیكترین فرد بهاو هستند و اهلبیت پاكیزه او ویكى از دو چیز گرانبها كه عدلقرآن قرار داده شده، همان كتاب كه باطلى از پیش رو و پشتسر اوراه نمىیابد، آگاه به تاویل قرآن و روشنگر حقایق آن هستیم. مارا اطاعت كنید كه اطاعت ما واجب است; زیرااطاعت ما مقرون بهاطاعتخدا و رسول او گشته است. خداوند متعال مىفرماید: «اطاعتكنید خدا و رسول او و صاحب فرمان از خودتان را و هرگاه در چیزىنزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید. اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این براى شما بهتر وعاقبت و پایانش نیكوتر است.» (2) و فرموده: «هنگامى كه خبرى از پیروزى یا شكستبه آنها برسد،آن را شایع مىسازند در حالى كه اگر آن را به پیامبر و پیشوایانكه قدرت تشخیص كافى دارند. بازگردانند از ریشههاى مسایلآگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمتخدا برشما نبود، جز عده كمىهمگى از شیطان پیروى مىكردید.» (3) شما را برحذر مىدارم ازاین كه به نداى شیطان گوش فرادهید; زیرا شیطان دشمن آشكار شما است. و در آن صورت از دوستان شیطانخواهید شد. دوستانى كه شیطان به آنان مىگوید: امروز هیچ كس ازمردم بر شما پیروز نمىگردد و من همسایه شما هستم اما هنگامى كهدوگروه(كافران و مومنان مورد حمایت فرشتگان در جنگ بدر)دربرابر یكدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم. (4) كه در این صورت «مثل كافران جنگ بدر»مورد ضربه شمشیرها و نیزهها «از سوى ملائكه» قرار خواهید گرفتو در آن هنگام ایمان فردى كه از پیش ایمان نیاورده استیاكارنیكى را انجام نداده است نفعى به او نخواهد رساند. در این موقع، معاویه گفت: «حسبك یا اباعبدالله فقد ابلغت»; كافى است اى اباعبدالله، حق سخن را ادا كردى. (5) 2- اعتراض به ولایتعهدى یزید معاویه تصمیم به ولایتعهدى یزید گرفت. راهى حجشد; به مدینه آمد و از مردم براى او بیعت گرفت. سپسمنبر رفت و یزید را این چنین ستود: یزید دانا به سنت و قرآنشناس است و حلم و بردبارىاش برسنگهاى سخت افزون است. امامحسین(ع)برخاست و پس از ستایش خدا و درود بر پیامبر(ص)فرمود: هرگز سخنورى هرچند سخن به تفصیل گوید نتوانسته استحق اندكى ازصفات ممتاز پیامبر(ص)را ادا كند. اى معاویه! از واقعیت دورماندهاى، سپیده صبح تاریكى شب را رسوا ساخته و نور خورشید پرتوروشنایى چراغ را بىفروغ ساخته است. در برترى برخى سخن به زیادهگفتى و در گزینش عدهاى حق دیگران را ضایع كردى و از بیان فضیلتصاحبان آن بخل ورزیدى و بیش از حد ستم رواداشتى. نشد كه اندكى از فضیلت صاحبان حق را بپردازى و در همان حالشیطان بهره فراوان و نصیب كامل خویش را برنگیرد. دانستم آنچهدرباره یزید از سیاستمدارى و كمالش گفتى، مىخواهى مردم را بااین سخنان به اشتباه اندازى. گمان مىكنى انسانى ناشناس و دوراز چشم مردم را تعریف مىكنى و از آنچه فقط خودت به آن دستیافتهاى، خبر مىدهى. «فخذ لیزید فیما اخذبه من استقرائه الكلاب المتهادشتهعندالتحادش و الحمام السبق لاترابهن و القیناث ذوات المعازف وضروب الملاهى تجده ناصرا» ; وهمین كارهایى كه یزید كرده، بگیر; همین كه سگان را به حال پارس و گلاویزى مىخواند و كبوترانبازىرا به سوى همقطارانش و نیز كنیزكان آوازه خوان و انواع بیهودهگرى و هوس بازىهایش كافى است كه تو را در وصف خویش یارى كردهباشد. سپس فرمود: قصدى را كه براى ولایتعهدى یزید دارى فروگذار ورهاكن، چه نیازى دارى كه افزون برهمه كارهاى بدى كه كردهاى بااین گناه نیز خدا را ملاقات كنى. (6) افشاى جنایات معاویه جهت دیگرى كه بیانگر مبارزات آن حضرت است نامهاى است كه درآن جنایات معاویه و ستمگرىهایش شمارش كرده، حكومت معاویه رافتنهاى سهمگین بر امت قلمداد مىكند. قسمتى از آن چنین است: مگرتو نبودى كه حجر و یاران عابد و خاشع حق را كشتى، همانان كه ازبدعتها نگران و بىتاب مىگشتند و امر به معروف و نهى از منكرمىكردند؟ آنان را پس از تعهدات محكم و تضمینهاى مطمئن به طرزظالمانه و تجاوزكارانه كشتى، در برابر خدا گستاخى ورزیدى و عهدو پیمان الهى را سبك شمردى. مگر تو قاتل عمرو ابن الحمق نیستى،همان كه از زیادى عبادت صورت و پیشانىاش پینه بسته بود؟ او راپس از تعهدات و تضمینهایى كشتى كه اگر به حفاظتشدگان دركوهساران داده مىشد، از قلههاى آن فرود مىآمدند. مگر تونیستىكه زیاد را در دوره اسلام به خویشتن منسوب گردانیدى و او را پسرابىسفیان قلمداد كردى، با این كه رسول خدا(ص)حكم كرده كه فرزندمتعلق به بستر(پدر و مادر)است و پاداش مرد زناكار را سنگ است. آنگاه او را برمسلمانان مسلط ساختى تا آنان را بكشد و دست وپایشان را قطع كند و بر تنه درختبه دارشان آویزاد؟ پناهبرخدا، اى معاویه! گویا تو از این امت نیستى و ایشان از تونیستند. مگر تو آن خضرمى را نكشتى كه ابن زیاد درباره او به توگزارش داده بود داراى دین على(ع)است; و دین على(ع) همان دینىاست كه پسر عمویش(ص)برآن بود; همان دینى كه تو به نامش به اینمقام نشستهاى; و اگر دین او نبود، بالاترین افتخارات تو واجدادت كوچهاى تابستانى و زمستانى آنان بود و خدا به واسطه مابراى این كه نعمتى گران ببخشد، سختیهاى آن را از دوشتانبرداشت. به من گفتهاى كه این امت را به فتنه مینداز. من فتنهاىسهمگینتر از حكومتتبرامت نمىیابم; و نیز گفتهاى: به مصلحتخویش و دین و امت محمد(ص)بیندیش. به خدا قسم، كارى بهتر ازجهاد علیه تو نمىشناسم. بنابراین، هرگاه به انجام آن اقدام كنم، مایه تقرب بهپروردگار من است و در صورتى كه به انجامش نپردازم، از خدا براىحفظ دینم آمرزش مىطلبم و از او توفیق انجام آنچه او دوستمىدارد و مىپسندد، خواستارم. سپس حضرت در ادامه مىفرماید: بدان كه خدا را دیوانى است كههركار كوچك و بزرگ به حساب مىكشد و شمارش مىكند. بدان كه خدافراموش نمىكند كه تو به مجرد گمان افراد را مىكشى و به محضوارد آمدن اتهامى دستگیر مىسازى و پسرى را به حكومت نشاندهاىكه باده مىنوشد و سگبازى مىكند، تو را مىبینم كه خویشتن بهگناه و عذاب در انداختهاى و دینت را تباه كردهاى و رعیت راضایعساختهاى. (7) یادآورى رسالتها استبداد اموى جامعه اسلامى را دچار فسردگى و ركود كرده، زمینهتجاوز و ستمگریهاى بیشتر آنان گشته بود. هشدار به جامعه ویادآورى رسالتها و مسوولیتهاى سنگین آنان از ضرورتهاى فورى آنبود; و چه فردى شایستهتر از ابىعبدالله الحسین(ع)و چه موقعیتىوالاتر از حج. براین اساس، حضرت در اجتماع شكوهمند مردم در سرزمین منى بهسخنرانى پرداخت و وظیفه امر به معروف ونهى از منكر را به مردمو دانشمندان یادآور شد. حضرت در آغاز درباره اهتمام به امر بهمعروف و نهى از منكر فرمود: اى مردم! از آنچه خدا بدان اولیاى خود را پند داده، پندگیرید مانند بدگفتن او از دانشمندان یهود، آنجا كه مىفرماید: چرا دانشمندان نصارى و علماى یهود آنان را از گفتار گناهآمیز وخوردن مال حرام نهى نمىكنند؟ چه زشت است عملى كه انجاممىدادند. (8) و نیز فرموده است: كافران بنى اسرائیل بر زبان داود وعیسى ابن مریم، لعن و نفرین شدند. این به خاطر آن بود كه گناهوتجاوز مىكردند. تا آنجا كه فرمود: چه بدكارى انجام مىدادند. (9) خداوند آنها را بدین خاطر نكوهش كرده كه از ستمكارانى كهمیان آنها بودند، كار زشت و فساد مىدیدند و آنها را نهىنمىكردند; زیرا در مال آنان طمع داشته و از قدرت آنانمىترسیدند با این كه خداوند مىفرماید: از مردم نترسید و از منبترسید. (10) سپس عالمان را مورد خطاب قرار داده، مىفرماید: شما اى جماعتكه معروف به دانش و نامور به خوبى و معروف به خیرخواهى هستید وبه وسیله خدا در دل مردم مهابتى دارید; شرافتمند از شما حسابمىبرد و ناتوان شما را گرامى مىدارد... من مىترسم عذابى از عذابهاى الهى برشما فرودآید; زیرا شماهااز كرامتخدا به منزلتى رسیدید كه بردیگران برترى یافتهاید. بندگان مؤمن به خدا، گرامى داشته نمىشوند ولى شما به خاطر خدادر میان بندگان الهى ارجمندید. این در حالى است كه مىبینید كهپیمانهاى خدا شكسته شده و هیچ عكس العمل و هراسى به خود راهنمىدهید. براى یك نقض تعهد پدران خویش بىتابى مىكنید با این كه تعهدرسول خدا خوار و بىمقدار شده، كورها و لالها و زمینگیرها در همهشهرها بىسرپرست مانده و برآنها ترحم نمىشود، شما به اندازهمقام و در خور مسوولیتخویش كار نمىكنید و در مقابل كسى كهاقدام مىكند خضوع نمىكنید. برعكس به سازش و مسامحه با ظالمان خود را آسوده خاطر مىداریدبا این كه خداوند شما را فرمان داده كه از كار خلاف باز ایستیدو دیگران را نیز نهى كنید; اما شما غافلید. مصیبتشما از همهمردم بزرگتر است; زیرا در حفظ مقام علما و دانشمندان ناتوانشدید. كاش كوشش مىكردید. علت این ناتوانى این است كه جریان امور و احكام به دستدانشمندان الهى است كه امین برحلال و حرام اویند; ولى این مقاماز شما گرفته شده است. بدین جهت، كه شما ازحق متفرق شدید و درباره روش پیغمبر باوجود دلیل روشن دچار اختلاف شدید. اگر براذیت و آزارها شكیبابودید و در راه خدا مشكلات را متحمل مىشدید، زمام امور الهى بهشما برمىگشت و از طرف شما دستور آن صادر مىگشت و به سوى شماباز مىگشت; اما برعكس شما خودتان ستمگران را به جاى خویش جاىدادید و امور الهى را به آنها واگذاشتید تا به شبهه كاركنند وبه شهوتها و میلهاى نفسانى خویش حركت كنند. علتسلطه ستمگرانگریز شما از مرگ و خوش بودنتان به زندگى دنیا است كه از شماجدا خواهد شد. (11) اما متاسفانه این فریادها و خروشهاى الهى برجان و قلبهاىغافل كارگر نیفتاد و دوباره هركس به اندیشه دنیایى خویش مشغولوكارهاى روزمره خویش را استمرار بخشید و چنان شد كه بنىامیهاحكام الهى را تعطیل كردند; نیكمردان تنها مانده میدان را بهشهادت رساندند و تاریخ را براى همیشه سوگمند از بین رفتن حق وعدالت و حاكمیت امامت راستین ساختند. تاكید براستمرار برائت معاویه به مروان كه ازكارگزاران حكومتى او بود، نامه نوشت واز او خواست دختر عبدالله بن جعفر را براى یزید خواستگارى كند. عبدالله تصمیم درباره این موضوع را به دائى فرزند خویش امامحسین(ع)واگذار كرد. امام فرمود: از خداوند خواستارم كه موردپسندى از آل محمد را براى دختر عبدالله برگزیند. همگى در مسجداجتماع كردند. مروان در حضور مردم گفت: امیر مومنان معاویه بهمن دستور داده كه هرقدر از مهر را كه پدرش بگوید، قبول كنم وتمامى بدهكارى پدرش را بپردازم. افزون آن كه صلح بین دو فامیلنیز برقرار خواهد شد. امام حسین(ع)پس از حمد و ثناى الهى وبیان فضایل اهلبیت(علیهم السلام)پاسخ داد: این كه گفتى مهرش هرقدر باشد، معاویه قبول كرده، سوگند به جان خود كه در صورتتصمیم، ما برمهر السنه چیزى اضافه نمىكنیم. و این سخن كهبدهكارى پدرش هرچه باشد، پرداخت مىكند، هیچ گاه زنان مابدهكاریهاى ما را نپرداختهاند; و اما مصالحه و سازش، ما افرادىهستیم كه به خاطر خدا با شما دشمنى كردیم و براى دنیا با شماصلح نخواهیم كرد. خویش نسبى نتوانسته است مانع از این كار شودتا چه رسد به ازدواج و خویشى سببى. سپس حضرت دختر عبدالله را به عقد قاسم ابن محمد بن جعفردرآورد و باغى كه خود در مدینه و به نقلى در سرزمین عقیقداشت. به دختر خواهر خویش بخشید. (12) پىنوشتها: 1- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162. 2- نساء، آیه59. 3- همان، آیه83. 4- انفال، آیه 48. 5- بحارالانوار، ج 44، ص 205 و206. 6- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162 و استفاده از ترجمه الغدیر، ج19، ص 250 و 251. 7- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162 و استفاده از ترجمه الغدیر، ج19، ص 250 و 251. 8- مائده، آیه63. 9- همان، آیات 78 و79. 10- همان، آیه47. 11- تحف العقول، ص 240، كلمات امامحسین(ع). 12- بحارالانوار، ج 44، ص207. ماهنامه كوثر شماره |
تمیزکاری داخل کامپیوتر
زمانی که نیاز دارید تا کامپیوتر را تمیز کنید بستگی به محیطی دارد که کامپیوتر در آن کار میکند مثلا کامپیوترهایی که در اماکن عمومی کار میکنند باید هر ماه تمیز شوند. اما کامپیوترهایی که در منزل مورد مصرف قرار میگیرد شاید در یک فاصله زمانی 6 ماهه نیاز به تمیزکاری داشته باشند. اگر هنگام کار با کامپیوتر سیگار میکشید یا محیط کار کامپیوتر، پرگرد و خاک است باید هر دو ماه یکبار آنرا تمیز کنید. اما بطور معمول توصیه میکنم تا هر 6 ماه یکبار کار تمیزکاری داخل کامپیوتر انجام شود.
هنگام تمیزکاری داخل کامپیوتر شدیدا توصیه میکنم که از جاروبرقی برای تمیزکردن قطعات داخلی کامپیوتر استفاده نکنید چون جاروبرقی تولیذ الکتریسیته ساکن میکند که برای قطعات الکترونیکی داخل کامپیوتر فوق العاده خطرناک است و احتمال خرابی کامپیوتر را بشدت بالا میبرد. جاروهای باطری دار کوچکی مخصوص تمیزکردن داخل کامپیوتر وجود دارد که در صورت نیاز میتوانید از آنها استفاده کنید. توصیه من بهره گیری از اسپری هوای فشرده است که میتوانید از فروشگاههای قطعات الکترونیکی تهیه کنید. اما قسمت بیرونی بدنه کامپیوتر میتواند بوسیله جاروبرقی تمیز شود.
یادتان باشد که هیچوقت مایع تمیز کننده را مستقیما به قطعات داخلی اسپری نکنید و اگر لازم است که از مایع استفاده کنید ابتدا آنرا روی پارچه بریزید و پارچه را روی آن بخش بکشید.
هنگام تمیز کردن کامپیوتر باید حتما دستگاه را خاموش کرده و کابل برق را از پریز جدا کنید.
هیچوقت داخل کامپیوتر را با آب، خیس نکنید.
برای تمیز کردن کامپیوتر نیاز به پارچه، آب، الکل سفید، مایع ظرفشویی، جاروی برقی برای تمیزکردن بیرون کامپیوتر، گوش پاک کن، اسفنج، قلم مو، جارو باطری دار مخصوص و البته دستبند ضد الکتریسته ساکن دارید.
در اولین قدم کامپیوتر را خاموش کرده و آنرا از برق بیرون بکشید.
ابتدا قسمت بیرونی بدنه کامپیوتر را با جاروبرقی تمیز کنید و تمام درزها و منافذ عبوری هوا را تمیز کنید. سپس میتوانید قسمت بیرونی بدنه کامپیوتر را با پارچه آغشته به آب و کمی مایع ظرفشویی تمیز کنید. مطمئن شوید که تمام درزها و راههای عبوری هوا از مو و گرد و غبار تمیز شود.
حال بدنه کامپیوتر را باز کنید تا قسمتهای داخلی کامپیوتر در رویت قرار گیرد. به CPU نگاه کنید. توجه کنید که غبار میتواند در ورای پنکه و لابلای رادیاتور سی-پی-یو خود را پنهان کند. ممکن است بدنتان حاوی الکتریسیته ساکن باشد. توصیه میکنم تا از یک عدد دستبند ضدالکتریسیته استفاده کنید. آنرا به مچ دستتان ببندید و سر دیگر آنرا به جایی وصل کنید که الکتریسیته را به زمین تخلیه کند مانند لوله آب، بدنه میز فلزی،... این دستبند را میتوانید از مغازه های فروش قطعات الکتیونیکی تهیه کنید. حال میتوانید قلم مو را برداشته و به آرامی و با دقت حواشی CPU را تمیز کنید تا خاک و گرد و غبار از لابلای رادیاتور و پنکه خارج شود.
به روی مادر برد نگاه کنید و هرجا گرد و غبار دیدید آنرا با قلم مو بزدایید. حین این کار بسیار مراقب باشید تا قطعات کوچک مخصوصا جامپرها را جابجا نکنید. بعد از آن میتوانید از اسپری هوا استفاده کنید تا گردوغبار تمیز شود. هنگام استفاده از اسپری مراقب باشید که آنرا سرپا نگهدارید و هنگام مصرف کج نکنید که ممکن است مایع از آن خارج شود و روی قطعات بپاشد. بدین ترتیب خطر خرابی قطعات افزایش مییباد. جهت اسپری کردن را طوری تنظیم کنید که هوا بتواند گردوغبار را بسمت بیرون بدنه کامپیوتر فوت کند. نهایتا جاروی کوچک باطری دار مخصوص تمیزکاری کامپیوتر را مصرف کنید تا گردهای باقیمانده را بمکد. مجددا توصیه اکید میکنم که هرگز از جاروی برقی معمولی برای تمیز کردن داخل بدنه کامپیوتر استفاده نکنید زیرا این نوع جاروبرقیها تولید الکتریسیته ساکن میکند که خطر خرابی قطعات داخل کامپیوتر را بشدت افزایش میدهد.
حال زمان مناسبی است تا پنکه ها و فن های داخل بدنه را نیز تمیز کنید.
هنگام جاروکردن داخل بدنه کامپیوتر هم بسیار مراقب باشید که قطعات کوچک روی ماردبرد مانند جامپرها جابجا نشوند.
توجه به پاورسوپلای یا همان منبع تغذیه نیز اهمیت بسیاری دارد. پنکه آنرا با صبر و حوصله تمیز کنید و سعی کنید خاک را از پره های پنکه آن تمیز نمایید.
برای تمیز کردن داخل CD-Drive توصیه میکنم از ابزار مخصوص این کار استفاده کنید که در مغازه های کامپیوتری بفروش میرسد. کیتهای مخصوص تمیزکردن CD-DRIVE را تهیه و مصرف کنید. اگر تجربه بیشتری با کامپیوتر و امور فنی آن دارید میتوانید این درایو را باز کرده و با گوش پاک کن آغشته به الکل سفید داخل آنرا تمیز کنید اما برای افراد کم تجربه این عمل به هیچ عنوان توصیه نمیشود.
برای تمیز کردن CD میتوانید از پارچه نرم آغشته به آب استفاده کنید و سطح زیر آنرا بصورت دورانی از مرکز بسمت خارج تمیز کنید. اگر آلودگی بخصوصی در سی دی دیده میشود که با آب تمیز نمیشود میتوانید برای آن قسمت از کمی الکل سفید استفاده کند.
برای تمیز کردن درایو فلاپی نیز میتوانید از کیتهای آماده اینکار استفاده کنید که در مغازه های فروش وسایل کامپیوتری عرضه میشود. در این مرحله نیز اگر تجربه کار فنی با کامپیوتر دارید میتوانید درایو را باز کرده و با گوش پاک کن آغشته به الکل هدهای خواندن/نوشتن و بازوهای درایو را به دقت و آرام تمیز کنید. هنگام تمیز کردن هدها یادتان باشد که آنها را از جای خود بیرون نبرید که اگر قفل کند دیگر کار نخواهد کرد. برای افراد کم تجربه در کارهای فنی کامپیوتر بازکردن درایو را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم.
هارددیسک عملا تمیزکردن فیزیکی ندارد زیرا تکنولوژی آن بسیار بالاست و نباید آنرا باز کرد. تمیز کردن آن در واقع عمل دیفراگ است که از طریق برنامه انجام میشود.
تمیزکردن کیبورد در مقاله ای جداگانه به تفصیل بیان شده است.
برای تمیز کردن شیشه مانیتور میتوانید از تمیزکننده شیشه معمولی که در خانه استفاده میکنید کمک بگیرید. فقط باید مطمئن شوید که مانیتور حتما خاموش باشد و آنرا از برق بکشید. این مایع تمیزکننده را ابتدا به یک پارچه بدون پرز اسپری کنید و پارچه را بروی شیشه بکشید. با جاروبرقی تمام راههای عبوری هوا را بخوبی تمیز کنید. توصیه اکید میکنم از قرار دادن هر نوع کاغذ و کتاب برروی مانیتور مخصوصا بخشهای تهویه مانیتور هنگام کار بشدت اجتناب کنید که نه تنها میتواند باعث خرابی مانیتور شود بلکه احتمال آتش گرفتن آنرا افزایش میدهد. بدنه مانیتور را میتوانید با پارچه آغشته به آب و مایع ظرفشویی بخوبی تمیز کنید.
اما اگر مانیتورتان LCD است روش کار اندکی فرق میکند. این مانیتورها از شیشه ساخته نشده اند لذا هیچوقت هیچ مایعی را مستقیما بروی آن اسپری نکنید و از دستمال کاغذی از هر نوع برای تمیز کردن آن استفاده نکنید که باعث خش افتادن بروی صفحه آن میشود. اگر میخواهید صفحه مانیتور LCD را تمیز کنید پیشنهاد میکنم از یک پارچه کتان نرم خشک استفاده کنید. اگر صفحه مانیتور بخوبی تمیز نشد میتوانید کمی الکل به پارچه بزنید و صفحه مانیتور را با آن تمیز کنید.
اشتراک در:
پستها (Atom)